divarche.ir

انسانگرايي‌ و نوين‌گرايي‌

  • موضوع مقاله : انسانگرايي‌ و نوين‌گرايي‌
  • مربوط به رشته :  مذهبی
  • فرمت اجرایی : در قالب Doc
  • تعداد صفحات : 22

چکيده :

علم‌ به‌ تنهايي‌ نمي‌تواند يك‌ برنامه‌ جهاني‌ براي‌ جامعه‌ ايجاد كند. به‌عبارت‌ ديگر، علم‌ جهت‌ نيست‌. سه‌ عامل‌ اساسي‌ اين‌ بيان‌ را تقويت‌مي‌كند: ابتدا تقسيم‌ شدن‌ روبه‌رشد دانش‌، دوم‌ رمززدايي‌ از پيشرفت‌به‌ عنوان‌ يك‌ ارزش‌ في‌نفسه‌ و سرانجام‌، سكولاريزه‌ شدن‌ علم‌.

اخلاق‌ علم‌ مسأله‌ جديدي‌ نيست‌. تاريخ‌ بشر شاهد پيشرفتهايي‌در دانش‌ و نظريه‌هاي‌ علمي‌ مبين‌ آن‌ پيشرفتها بوده‌ كه‌ همواره‌ به‌مباحثات‌ اخلاقي‌ و فلسفي‌ منجر شده‌ است‌. فهم‌ اين‌ نكته‌ كه‌پيشرفتهاي‌ علمي‌ چه‌ هنگامي‌ مناسب‌ است‌ و يا حتي‌ به‌ زير سؤال‌كشيدن‌ مجموعه‌ دانش‌ قبلي‌، كار آساني‌ است‌. اما اگر مسأله‌ را به‌ طورگسترده‌تر مورد بررسي‌ قرار دهيم‌ مشخص‌ خواهد شد كه‌ علم‌ ـشامل‌ فيزيك‌، شيمي‌، بيولوژي‌، نجوم‌ و رياضيات‌ ـ به‌ طور مستمر وغالبا ضمني‌ جامعه‌ را از طريق‌ يك‌ تفسير ويژه‌ از جهان‌ و جايگاه‌ مادر آن‌ مورد چالش‌ قرارداده‌ است‌. بعيد است‌ كه‌ در آينده‌ نزديك‌ نيزيك‌ پاسخ‌ علمي‌ دايم‌ براي‌ حل‌ اين‌ چالش‌ پيدا شود.

امروزه‌ همچنين‌ نگراني‌ اخلاقي‌ در خصوص‌ تأثير بالقوه‌ و مؤثرذهني‌ و اخلاقي‌ ارتباطات‌ سمعي‌ و بصري‌ در سراسر جهان‌ وجوددارد. اين‌ فنون‌ به‌ موازات‌ كنار گذاشتن‌ موانع‌ زمان‌ و مكان‌، همچون‌اختراع‌ چاپ‌ در دوران‌ گذشته‌، به‌ عنوان‌ يك‌ انقلاب‌ تلقي‌ مي‌شود.

 

 

 

اخلاق‌ علم‌:

بين‌ انسانگرايي‌ و نوين‌گرايي‌

يكي‌ از عناصر ذاتي‌ بررسي‌ جهان‌ علم‌ در عصر حاضر، توجه‌ جدي‌به‌ جايگاه‌ و مسؤوليتهاي‌ پژوهشگران‌ در جامعه‌ و به‌ طور كلي‌، نقش‌علم‌ در پيشرفت‌ تمدن‌ است‌. به‌ عبارت‌ ديگر، يك‌ گزارش‌ علمي‌جهان‌ نمي‌تواند از پرداختن‌ به‌ اساسيترين‌ سؤالات‌ روز مبني‌ بر اينكه‌چه‌ اخلاقي‌ بايد بر علم‌ اعمال‌ شود؟ پرهيز كند.