divarche.ir

حكومت و اخلاق از ديدگاه امام علي عليه السلام

  • موضوع مقاله : حكومت و اخلاق از ديدگاه امام علي عليه السلام
  • مربوط به رشته :  مذهبی
  • فرمت اجرایی : در قالب Doc
  • تعداد صفحات : 50

امام سپس در باره خويش به عنوان الگوى ساده‏زيستى كه كارگزارانش بايد از او پيروى كنند، مى‏فرمايد:

«آگاه باش! امام شما از دنياى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضايت داده است، بدانيد كه شما توانايى چنين كارى را نداريد اما با پرهيزكارى و تلاش فراوان و پاكدامنى و راستى، مرا يارى دهيد. پس سوگند به خدا! من از دنياى شما طلا و نقره‏اى نيندوخته، و از غنيمت‏هاى آن چيزى ذخيره نكرده‏ام، بر دو جامه كهنه‏ام جامه‏اى نيفزودم و از زمين دنيا حتى يك وجب در اختيار نگرفتم و دنياى شما در چشم من از دانه تلخ درخت بلوط ناچيزتر است. ... من اگر مى‏خواستم، مى‏توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته‏هاى ابريشم، براى خود غذا و لباس فراهم آورم، اما هيهات كه هواى نفس بر من چيره گردد و حرص و طمع مرا وا دارد كه طعام‏هاى لذيذ برگزينم در حالى كه در حجاز يا يمامه كسى باشد كه به قرص نانى نرسد و يا هرگز شكمى سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم‏هايى كه از گرسنگى به پشت چسبيده و جگرهاى سوخته وجود داشته باشد ... آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمؤمنين خوانند و در تلخى‏هاى روزگار با مردم شريك نباشم و در سختى‏هاى زندگى الگوى آنان نگردم؟ ...»[62]

او در پايان همين نامه به پسر حنيف هشدار مى‏دهد كه «به قرص‏هاى نان خودت قناعت كن تا تو را از آتش دوزخ رهايى بخشد» و ويژگى‏هايى را براى حزب اللَّه برشمرده كه در واقع كارگزاران خود را به رعايت اين موارد تذكر مى‏دهد، از جمله:

1. انجام دادن مسؤوليت‏هاى واجب در پيشگاه خداوند،

2. تحمل سختى و تلخى در راه خدا،

3. شب‏زنده‏دارى و اُنس با معبود،

4. ساده‏زيستى و قناعت و عدم رغبت به دنيا،

5. ترس از معاد،

6. استغفار و ترك گناه.

امير مؤمنان(ع) براى رعايت عدالت در جامعه و اينكه كارگزارانش حافظ بيت المال و امين مردم باشند، حتى به خويشاوندان نزديك خود بيش از حقشان، بخششى از اموال مردم ننمود. حتى هنگامى كه برادرش عقيل به فقر و پريشانى دچار گشته بود با اصرار تقاضاى مقدارى گندم مازاد بر حق خويش از بيت المال مسلمانان داشت و گمان مى‏كرد به سبب قرابتى كه با خليفه دارد درخواستش مورد اجابت واقع مى‏شود، حضرت از اين كار امتناع كرد و راضى نشد كه حق ديگران را به برادر بدهد. او در سخنى، به شدت عقيل را نسبت به اين درخواست نابجا سرزنش مى‏كند.[63]
امام در عهدنامه خود به مالك اشتر، در اخلاق زمامدار با خويشاوندان دستورالعملى صادر نموده كه از تسلط آنان بر امور مردم و در نتيجه سوء مديريت زمامدار جلوگيرى خواهد نمود:
«همانا زمامداران را خواص و نزديكانى است كه خودخواه و چپاولگرند و در معاملات انصاف ندارند، ريشه ستمكاريشان را با بريدن اسباب آن بخشكان، و به هيچ كدام از اطرافيان و خويشاوندانت زمين را واگذار مكن، و به گونه‏اى با آنان رفتار كن كه قراردادى به سودشان منعقد نگردد كه به مردم زيان رساند، مانند آبيارى مزارع، يا زراعت مشترك، كه هزينه‏هاى آن را بر ديگران تحميل كنند، در آن صورت سودش براى آنان، و عيب و ننگش در دنيا و آخرت براى تو خواهد ماند.»[64]
حضرت حتى از پذيرش ظرف حلوايى كه «اشعث بن‏قيس» منافق به رسم هديه اما در واقع به عنوان رشوه به طلب انجام كارى براى وى آورد امتناع كرد و او را مورد عتاب قرار داد و گفت: «آيا از راه دين خدا آمده‏اى كه مرا بفريبى؟ آيا درك نكرده نمى‏فهمى يا ديوانه‏اى؟ كه از اين راه مى‏خواهى مرا بفريبى؟